فکر می کنم بیشتر از سه ماه بود که تقلا می کردم گواهینامه را بگیرم!

یک ماه طول کشید از ثبت نام تا قبول شدن یک ضرب در امتحان شفاهی آیین نامه! آرام

سه هفته ای طول کشید تا کلاس های تمرین عملی را تمام کنم! گریه

5 بار هم در امتحان عملی رد شدم! 

بار اول: نفر اول اول اول نشستم و افسر گفت که روشن کن و حرکت کن. همه کارهای آغازین را درست انجام دادم اما ...

...اما خلاص میخواستم حرکت کنم... یادم رفته بود که دنده را روی یک قرار بدهم :) زبان درازی و درجا رد شدم.

بار دوم و سوم و چهارم هم به شیوه کوچه بازاری رانندگی کردم. بدون رعایت حق تقدم و زدن راهنما و استفاده از آینه... اما در نهایت به خاطر پارک دوبل کج رد شدم.

بار پنجم همه چیز را رعایت کردم. اما چون آهسته و با احتیاط زیاد حرکت کرده بودم و البته فقط یک مقدار کج شدن پارک دوبله که باعث شد به جدول بخورم گریه باز هم رد شدم.

اما بار آخر که ششم باشد. بر او راست خم کردم و خم کردم راست. خروش از خم چرخ چاچی بخواست.

چنان شیک رفتم و حق تقدم را رعایت کردم و پارک دوبل مجلسی انجام دادم که افسر از من تعریف کرد. آرام

البته خدا رحمت کند دوست برادرم را که دنده درگیر رفتن را یادم داد و من را از آموزش به درد نخور مربی آموزشگاه (لعنت الله علیه) خلاصی داد. خدا را شکر که این دوست برادرم راننده حرفه ای بود.

خدایا شکرت که این خواسته ام را برآورده کردی. همیشه قبطه می خوردم به حال کسانی که رانندگی بلدند و این انگار یک عرف است که مرد رانندگی موتورسیکلت و سواری را حتما بداند.

در حال آماده شدن برای یادگیری راندن موتورسیکلت هستم. خدا کمکم کند. مادرم البته کمی نگران است ولی راضی می شود ان شا الله!

خدا را شکر که امیدم را زیاد میکند برای زندگی کردن در دنیایی که برای کسی که نمی خواهد گناه کند زندان است و برای کسی که گناه می کند لجن زار.

خدایا مرا از گناهکاران قرار مده هر چند که تو برای من بد نمیخواهی و من هستم که به سمت غیر تو میروم. اما درود به غیرت خدا که بنده اش از او دور می شود و او باز دل نمی کند!